بیشتر از فکرم

خدا درون اندیشه و قلب من نشسته است !من تنها سیگار می کشم و به بیشتر از فکرم از او سوال دارم !!!!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مینیمال برچسب خورده با

درک واقعیت

تلخ تر از #واقعیت ، درک واقعیتی است که هیچ راه فراری از آن نیست .

واقعیت

تلخ تر از #واقعیت ، درک واقعیتی است که هیچ راه فراری از آن نیست .

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مینیمال

خدا را در روز دیدم !

روز بود ، خدا را دیدم !صدایشم کردم !نگاهم کرد !گریه کردم !لبخندی زد و گفت صدایم کردی ولی از روی تنهایی و بی کسی !زجه زدم و گفتم دار و ندارم را بگیر ولی آزادم کن از این زندگی !قلب و احساسم را بوسید و گفت آرام باش و مرا احساس کن من مانند… ادامه خواندن خدا را در روز دیدم !

شاید بیشتر از این شکاک شوم

خوب و بد روز ها خارج از تشخیص شده است !سیگار ، خدا ، موسیقی تنها دوستان من !نیمه شب است، پرندگان بسیاری می خوانند !نمی دانم این صدای موسیقی گوش نواز پرندگان ، صحبت آنهاست یا ناله آنها یا خوشی آنها !نمی دانم واقعا !شکاک شده ام به خدا !احساس می کنم خدا این… ادامه خواندن شاید بیشتر از این شکاک شوم

احساس میکنم پایانی نیست !

خسته ام !خسته تر از یک کارگر ساده !احساس می کنم پایانی نیست !اندیشه ام می گوید پایان آنجاست که دیگر محبت و عشقی در من نباشد !قطره ای محبت از نا کجا می آید و من مهتاب خدا را می بینم !شاید در این مهتاب خدای هیچ را ببینم !شاید دیدن خدا پایان من… ادامه خواندن احساس میکنم پایانی نیست !

با ارزشترین لحظه زندگی

زمانی یاد گرفتی چطوری با تنهایی ها زندگی کنی با ارزشترین لحظه زندگیهلحظه فراتر از هر داشتنلحظه برنده شده و غلبه کردن بر این دنیای دو نفره یا چند نفرهثانیه های با ارزش که تو در آن خلق می کنی و عاشق می شوی ولی عاشق خود و زندگی و خلقیات

تو کی هستی که بخوای حریم خصوص داشته باشی !

– خب دانش آموزان عزیز به من بگید که ، چه کارایی تو زندگیتون می کنید ؟ چه تایپ شخصیتی دارید و این که برنامه هاتون توی زندگی شخصیتون چیه ؟میشه من جواب ندم؟- خیر فرشید جان ، از خود شما شروع میکنم !ببنید خانم محترم این زندگی شخصی منه و من علاقه ای ندارم… ادامه خواندن تو کی هستی که بخوای حریم خصوص داشته باشی !