شاید بیشتر از این شکاک شوم

خوب و بد روز ها خارج از تشخیص شده است !
سیگار ، خدا ، موسیقی تنها دوستان من !
نیمه شب است، پرندگان بسیاری می خوانند !
نمی دانم این صدای موسیقی گوش نواز پرندگان ، صحبت آنهاست یا ناله آنها یا خوشی آنها !
نمی دانم واقعا !
شکاک شده ام به خدا !
احساس می کنم خدا این پرندگان را فرستاده تا مرا آرام کنند !
یک احساس دیگرم می گوید تو یک دیوانه هستی و خدایی نیست !
من از سیگارم کام میگیرم !
به خودم شک میکنم !
باد خوشی روح و احساسم را نوازش می کند !
ولی شکاک بودن در خون من رخنه کرده است !
هیچ چیز را باور ندارم !
درد تمام روحم را فرا میگیرد ، راه گریزی نیست جز سکوت و مرگ …

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *