احساس میکنم پایانی نیست !

خسته ام !خسته تر از یک کارگر ساده !احساس می کنم پایانی نیست !اندیشه ام می گوید پایان آنجاست که دیگر محبت و عشقی در من نباشد !قطره ای محبت از نا کجا می آید و من مهتاب خدا را می بینم !شاید در این مهتاب خدای هیچ را ببینم !شاید دیدن خدا پایان من… ادامه خواندن احساس میکنم پایانی نیست !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی ! تو را نه عشق ، نه دوست ، نه خانواده ، نه هوس ، نه خوشی ، نه درد از من جدا نکرد ! احساس می کنم هزاران سال است که زندگی می کنم با خودی که هر ثانیه با آن غریب تر و سردرگم ترم .… ادامه خواندن ای تنهایی تو کی تمام می شوی !