بیشتر از فکرم

خدا درون اندیشه و قلب من نشسته است !من تنها سیگار می کشم و به بیشتر از فکرم از او سوال دارم !!!!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مینیمال برچسب خورده با

شاید بیشتر از این شکاک شوم

خوب و بد روز ها خارج از تشخیص شده است !سیگار ، خدا ، موسیقی تنها دوستان من !نیمه شب است، پرندگان بسیاری می خوانند !نمی دانم این صدای موسیقی گوش نواز پرندگان ، صحبت آنهاست یا ناله آنها یا خوشی آنها !نمی دانم واقعا !شکاک شده ام به خدا !احساس می کنم خدا این… ادامه خواندن شاید بیشتر از این شکاک شوم

انتهای قلبم نه !

انتهای قلبم نه،تمام قلبم نه،در روز های شاد و غمگینم نه،در همه جا با تو غریبه هستم ، ای جاندار خارج از دید ، ای آنکه من تو را هیچ مقدس می فهمم،مرا در خود راه بده و همراه و همقدم و همنفس خود قرار ده ! مرا هیچ کن،خارج از هر جنسیت و نام… ادامه خواندن انتهای قلبم نه !

خدا

خدا درون اندیشه و قلب من نشسته است ! من تنها سیگار می کشم و به بیشتر از فکرم از او سوال دارم !!!!

باد می آید . . .

چه زیباست ! چه لذت بخش است ! باد می آید ! باد های خُنَک ! چایی دارم ! دلم پاک است ! غم هایم ناز است ! با خدا نشسته ایم ! چشم در چشم ! حس در حس ! وجود در وجود ! ابی به ایرانسل خدا زنگ میزند ، خدا ریجِکت میکند… ادامه خواندن باد می آید . . .

خسته شدم از این همه هم آغوشی دروغ

منـ و تو در آغوش هم بوسه میزنیم بر لب هایم هم دیگری به منـ فکر میکند و دیگری به تو منـ و تو هم هر کدام به دیگری این است قانون جهان منـ و تو جهان دو فاحشه جهان دو گلشیفته جهان دو خودشیفته جهانی که فاحشه جنسی دیروز بودیم و باکری مغری امروز… ادامه خواندن خسته شدم از این همه هم آغوشی دروغ